مزيتهاي مسالكالابصار در بحث از حبشه، آفريقاي شمالي و سودان باختري (امپراتوري ماندينگو) است. برخي از سلاطين ماندينگو به سفرهاي اكتشافي در اقيانوس اطلس علاقه داشتند و از اين رو، سنتهاي اسلامي سدههاي نهم و دهم را در اين زمينه دنبال كردند. به اين ترتيب، كتاب ابن فضلالله از لحاظ تاريخ اكتشافات جغرافيايي با ارزش است.
دو جغرافيدان با شهر صَفَد در ناحيهٴ جليل مربوطاند. يكي از آنان عموماً به صفدي معروف است و بهخاطر فرهنگ زندگينامههايش شهرتي جاويد يافته،1 ولي آثار ديگر هم دارد، ازجمله كتابي در جغرافيا كه با اثر ابن فضلالله همنام است. نام او خليل بن آيبك بود و صفدي ديگر، كه توصيفي از مصر را به او مديونيم، حسنبن عبدالله نام داشت. اين حسن در حدود 1294 ـ 1312 م/694 ـ 712 ه ق درمصر برآمد؛ خليل، پساز آنكه مدت زيادي را در خدمت مماليك در شهرهاي مختلف بهكار پرداخته بود، در سال 1363 م/665 ه ق در دمشق درگذشت. كار ابن فركاح، كه زيباييهاي دمشق را ستوده و كتابي در مزارات فلسطين براي راهنمايي زايران مسلمان نوشته، از نوع كمبهاتري است.
2. جغرافيا در عراق. دو شخصي را كه در زير عنوان عراق آوردهام، ميتوانستم با همكاران مملوكيشان يكجا بررسي كنم، چون روابط ميان شام و بينالنهرين وسيع بود. در واقع، اين دو بخشي از زندگي خود را در مصر و شام گذراندند. از اين رو، خواننده ميتواند تفكيكي را كه ميان آنان قايل شدهام منتفي بداند.
ابن شبيب يك دايرةالمعارف جغرافيا، تاريخ طبيعي و فرهنگ عامه (فولكلور) نوشت، كه تقريباً بهصورت اصلي خود فراموش شده بود، ولي بهصورت بخشي از
خريدةالعجائب كه يك قرن بعد ابن وردي (وفات 1446م/850 ه ق) آن را گرد آورد (نهتنها در زبان عربي، بلكه به صورت ترجمههاي تركي و فارسي هم) معروف گرديد. نوشتن دايرةالمعارفهاي بزرگ (نهتنها در اسلام، بلكه در مسيحيت و چين هم) از راه جذب و نقل آثار ديگران ــ و گاه بهصورت كامل ــ آسان شده بود. ابنوردي اين كار را كرد و به سبك معمول دزدان ادبي، بسياري مآخذ را ذكركرد، ولي تنها از آوردن نام ابن شبيب، يعني بزرگترين قرباني خود، چشم پوشيد!
عراقي ديگر، يعني عبدالموٴمن بن عبدالحق، معجم البلدان ياقوت (سيزدهم ـ 1) را تلخيص كرد و تنها اطلاعات جغرافيايي آن را بيرون كشيد و آن را مراصدالاطلاع نام نهاد. ميتوانم به سودمند بودن اين كتاب گواهي دهم، چون بارها بدان مراجعه كردهام. بااينكه مراصد خيلي خلاصهتر از
معجمالبلدان ياقوت است، برخي آگاهيهاي جغرافيايي را دربر دارد كه در اولي نميتوان يافت.